ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

شب هاي قدر

  در "ترجمان القرآن جرجانی" شب قدر، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است. صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون" گوید: شب قدر، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد. در "التفهیم بیرونی" آمده است: و اندر ماه رمضان لیلة القدر است، آنک جلالت او را به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاق‌های این دهه. لیلة القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است. شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسان‌هاست. در خصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام و از عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله رسم بر آن بوده است که شب‌های قدر را "احیا" بگیرند و تا سپیده‌دم به آداب مخصوص آن از جمله دعا و نماز و...
21 مرداد 1391

آش نذري

پنج شنبه بعداز ظهر تقريباً‌ ساعت 4 بعداز ظهر رفتيم خانه ماماني تا براي افطار آش رشته بپذيم آخه بابا نذر داشته بايد مي پختيم ماماني هم مي خواست بپذه براي همين هر دو رو يكي كرديم و خانه ماماني اونو پختيم ماماني ديگ آش و برد توي حياط و روي گاز گذاشت و شروع كرد به پختن سبزي و بعدهم حبوبات و ريخت و شما خانوم خانوما هم داشتي توي حياط بازي مي كردي ، خلاصه نوبت رسيد به رشته ريختن من هم رشته ها رو آوردم تا با ماماني بريزيم توي آش حدود 10 بسته رشته بود من و ماماني كه داشته اين رشته ها رو مي ريختيم شما اومدي و گفتي مامان من هم ميشه كمك كنم . ماماني هم گفت بهش بده بريزه شما خودتون از توي جعبه رشته يك مشت رشته بر داشتي و رفتي پاي ديگ آش و مرتب صلوات...
21 مرداد 1391

كتري

      كتر ي آب جوشم                همش دارم مي جوشم                                     وقتي كه داغ داغم                                           ...
15 مرداد 1391

افطاري

  سلام سارا جون امروز كه يكشنبه 1391/05/15 مي باشد من  شما را از ساعت 10 صبح تنها گذاشته ام و رفته ا سر كار احتمالاً‌ تا ساعت 12 شب هم نيام خونه آخه امروز موسسه (سركار مامان) افطاري مي ده و بايد باشم و كارها رو روبراه كنم ببخشيد كه پيشت نيستم ولي خاله مريم و بچه ها اومدن كه شما تنها نباشي با ندا خانم حسابي بازي كن عزيز دلم حالا اگه امكان داشته باشه عكس هاي افطار رو برات مي ذارم تا بعدا آنها رو ببيني راستي يه چيزي خبر خوش امروز به بابا از بيمارستان بهمن زنگ زدن و گفتند كه فردا ساعت 11 صبح بياد قسمت كارگزيني دعا كن مامان كه بابا بره سركار من و تو هم ديگه خيالمون راحت بشه  
15 مرداد 1391
1